اگر مراست هزاران غم و یکی غمخوار
خوشا غمی که کنار تو می نشاند یار
ز تاب طره پیچان گره گشایی کن
که دل به شوق رهایی است زین شب طرّار
برچسب:
نویسنده: رویا نوروزی
هر که در بادیه عشق تو سرگردان شد
همچو من در طلبت بی سر و بی سامان شد
هر که از ساقی عشق تو چو من باده گرفت
بی خود و بی خرد و بی خبر و حیران شد
برچسب:
نویسنده: رویا نوروزی
هزار چله
پُر از زهر خاطرات بد دیروزم
نوش دارویم شو
تا شب یلدا فقط یک نفس باقیست
برچسب:
نویسنده: رویا نوروزی
جشن دیگان:
در شب اول دی ماه که شب آغازین زمستان و
طولانی ترین شب سال است ایرانیان از دیرباز
یکی از جشن های مهم خود را برگزار می کرده اند
که یلدا یا شب چله نامیده می شود.
واژه یلدا از زبان سریانی گرفته شده
برچسب:
نویسنده: رویا نوروزی

پاییز زیباست
باران نجیب
و خیابان خاطره انگیز

برچسب:
نویسنده: رویا نوروزی
چیزی نمانده است
تنها چند برگ دیگر
مانده بر شاخه هایم
این بار که بوزی
دیگر برگی نمی ماند بر این تن خسته
و من آرام خواهم شد
مثل همین درخت پاییزی
وقتی تمام برگ هایش را
باد برده باشد
برچسب:
نویسنده: رویا نوروزی
ای فراموشی
کجایی تا به فریادم رسی
باز احوال دل غم پرورم
آمد به یاد
برچسب: فراموشی,
نویسنده: رویا نوروزی
پیوسته دلم ز جور خویشان
ریش است
وین جور و جفای خلق از حد
بیش است
بیگانه به بیگانه ندارد کاری
خویش است
که در پی شکست خویش است
برچسب:
نویسنده: رویا نوروزی
حکیمی را پرسیدند چندین درخت نامور که خدای عزوجل
آفریده است و برومند هیچ یک را آزاد نخوانده اند
مگر سرو را که ثمره ای ندارد
درین چه حکمت است؟
گفت هر درختی را ثمره معین است که به وقتی معلوم
به وجود آن تا&
برچسب:
نویسنده: رویا نوروزی

پاییز پنجره ای ست
که از اتاق من
به هوای تو باز می شود

برچسب:
نویسنده: رویا نوروزی
زندگی فرصتی ست برای دیدن، شنیدن و گفتن
انتخاب زشت یا زیبا بودن آنها درهر لحظه
از زندگی با شماست
برچسب:
نویسنده: رویا نوروزی
ای فراموشی
کجایی تا به فریادم رسی
باز احوال دل غم پرورم
آمد به یاد
برچسب: فراموشی,
نویسنده: رویا نوروزی
با من صنما دل یک دله کن
گر سر ننهم آنگه گله کن
مجنون شده ام از بهر خدا
زان زلف خوشت یک سلسله کن
برچسب:
نویسنده: رویا نوروزی
از سر تعمیر دل بگذر که
معماران عشق
روز اول رنگ این ویرانه
ویران ریختند
نیستی عشاق را رفع کدورت
بود و بس
از گداز ا
برچسب:
نویسنده: رویا نوروزی
بر عشق توام نه صبر پیداست نه دل
بی روی توام نه عقل بر جاست نه دل
این غم که مراست کوه قافست نه غم
این دل که تراست سنگ خار
برچسب:
نویسنده: رویا نوروزی
شب ندارد سر خواب
می دود در رگ باغ
باد با آتش تیزابش فریاد کشان
پنجه می ساید بر شیشه ی در
شاخ یک پیچک خشک
از هراسی که
برچسب:
نویسنده: رویا نوروزی
کاش می شد سرزمین عشق را
در میان گامها تقسیم کرد
کاش می شد با نگاه شاپرک
عشق را بر آسمان تفهیم کرد
کاش می شد با دو چشم ع
برچسب:
نویسنده: رویا نوروزی
در جام های کوچک هر برگ ابر صبح
اشکی فشانده است
لغزان تر از نسیم
شیرین تر از شراب
در جام های کوچک چشمان او هنوز
اشکی پ
برچسب:
نویسنده: رویا نوروزی

پاییز پنجره ای ست
که از اتاق من
به هوای تو باز می شود

برچسب:
نویسنده: رویا نوروزی
زندگی فرصتی ست برای دیدن، شنیدن و گفتن
انتخاب زشت یا زیبا بودن آنها درهر لحظه
از زندگی با شماست
برچسب:
نویسنده: رویا نوروزی